86 مدخل
precipitation, rain, rainfall
loser, underdog
also-ran
beat
denizen, entity, inhabitant, resident, settler
بافندگی، بامیل سرکج بافتن، قلاب دوزی کردن
بافندگی، بافتن، درست کردن
بافندگی، دسته کردن، بصورت بافه دراوردن
بازنده
بافندگی، مجرد و عزب زندگی کردن