preenedدیکشنری انگلیسی به فارسیpreened، بخود بالیدن، بالیدن، خود را اراستن، بامنقار و زبان خود را اراستن
preensدیکشنری انگلیسی به فارسیpreens، سنجاق سینه، بخود بالیدن، بالیدن، خود را اراستن، بامنقار و زبان خود را اراستن
poursدیکشنری انگلیسی به فارسیمی ریزد، ریزش، تراوش بوسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزی، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، جاری شدن، پاشیدن، روان ساختن، افشاندن، باریدن