باعث شدندیکشنری فارسی به انگلیسیeffects, effectuate, elicit, elicitation, get, occasion, operate, provoke, send
makesدیکشنری انگلیسی به فارسیباعث می شود، ساخت، نظیر، ساختمان، ساختن، درست کردن، ایجاد کردن، انجام دادن، بوجود اوردن، تصنیف کردن، باعی شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گاییدن