17 مدخل
inner, interior, internal, inward, numinous
propensity
ذاتی، باطنی، حقیقی، طبیعی، ذهنی، اصلی، روحی، شایسته
داخلی شدن، درونی یا باطنی کردن
درونی کردن، داخلی کردن، باطنی ساختن
داخلی، درونی، باطنی، ناشی از درون