brighterدیکشنری انگلیسی به فارسیروشن تر، روشن، درخشان، زرنگ، تابناک، تابان، فروزان، با هوش، افتابی، باکله
sharpدیکشنری انگلیسی به فارسیتیز، دیز، سیاه بند، تیز کردن، نوک تیز، تند، حاد، بران، هشیار، زننده، زیرک، باکله، نوک دار
sharpestدیکشنری انگلیسی به فارسیتیزترین، تیز، نوک تیز، تند، حاد، بران، هشیار، زننده، زیرک، باکله، نوک دار