17 مدخل
gimcrack, plaything, puppet, sport, tool, toy
gizmo
pawn
toyshop
trifle
جادوگران، بازیچه، تصور واهی، نخود هراش، چیز قشنگ و کم بها
عروسی، بازیچه، اسباب بازی
اسباب بازی ها، بازیچه، اسباب بازی
اسباب بازی، بازیچه، عروسک، الت بازی، بازی کردن، ور رفتن
gewgaws، چیز بی مصرف، بازیچه، چیز قشنگ بی مصرف، چیز جزئی، چیز ناقابل