40 مدخل
reactivation
inductive
recurrence, repeat
disengage, loosen, unhinge
navigate
بازکنندگان، باز کن، باز کننده، گشاینده، افتتاح کننده، مفتاح
بازکر
بازکننده
درب بازکن قلع
درب بازکن بطری