rackingدیکشنری انگلیسی به فارسیقفسه بندی، دندانه دار کردن، سخت بازپرسی کردن از، روی چنگک گذاردن، بشدت کشیدن
citationدیکشنری انگلیسی به فارسیاستناد، نقل قول، ذکر، احضار، احضار به بازپرسی، تقدیراز خدمات، تقدیر رسمی
citationsدیکشنری انگلیسی به فارسیاستناد، نقل قول، ذکر، احضار، احضار به بازپرسی، تقدیراز خدمات، تقدیر رسمی