reproducesدیکشنری انگلیسی به فارسیبازتولید می کند، دوباره ساختن، تکثیر کردن، فرااوردن، دو بار تولید کردن، چاپ کردن، باز عمل آوردن
reproductionsدیکشنری انگلیسی به فارسیبازتولید، تولید مثل، تکثیر، توالد و تناسل، فرااوری، فرااورده، هم اوری