340 مدخل
precipitate, rain, spatter, storm
radiate
shower
snow
hail
pour
باریدن برف، برف باریدن، برف امدن
پستاندار، بطور ریز باریدن
تقدیر کرد، تگرگ باریدن، صدا زدن، اعلام ورود کردن
یخ زده، تگرگ ریز باریدن