24 مدخل
williwaw, willywaw
mistral
arrogant, egoist, haughty, snob
ego, egoism, hubris, vanity
impersonally
bagginess، بادکردگی، پف کردگی
سیرترها، باد سرد شمالی
لفظ، لنگر پیدا کردن، سرکشتی را در جهت بادگردانیدن
دلتنگ، غم افزا، در معرض باد سرد، بی حفاظ
لفینگ، لنگر پیدا کردن، سرکشتی را در جهت بادگردانیدن