56 مدخل
fen, marsh, mire, morass, muck, quagmire, slough, swamp, wetland
peat moss
quicksand
miry, swampy
swampy
متناقض، باتناقض
باتلاق، مرداب، سیاه اب، مستغرق شدن، در باتلاق فرو بردن، دچار کردن
باتلاق دمی آزاد
باتلاق، باتلاقی، لجن زار
باتلاق