بابدیکشنری فارسی به انگلیسیchannel, fad, fashionable, form, popular, prevailing, prevalent, sound, standard, strait
regardدیکشنری انگلیسی به فارسیتوجه، نظر، احترام، باره، ملاحظه، رعایت، بابت، نگاه، سلام، مراعات، درود، نگریستن، ملاحظه کردن، اعتناء کردن به، نگاه کردن
therewithدیکشنری انگلیسی به فارسیبا این وجود، با آن، در ان هنگام، بدان وسیله، در نتیجه ان، فورا، از ان بابت، علاوه بر این، بعلاوه، بی درنگ