sashدیکشنری انگلیسی به فارسیاره، ارسی، حمایل نظامی و غیره، کمربند، پنجره گلخانه، حمایل زدن، پنجره گذاردن
sawsدیکشنری انگلیسی به فارسیاره، لغت یا جمله ضربالمثل، امثال و حکم، هراسبابی شبیه اره، منشار، ضرب المثل، مثال، دید