170 مدخل
crooner, singer, songster, vocalist
warbler
baritone
busker
descant, sing, vocalize
croon
آواز خواندن
آواز خواندن، سوختگی سطحی، سوختن، داغ کردن، بو دادن، بطور سطحی سوختن
آواز خواندن، دانش صدا و پژواک، صدا شناسی، تلفظ وهجاهای کلمات