انباشتهدیکشنری فارسی به انگلیسیcongeries, cramped, heap, hill, mass , pile, pocket, ruck, stack, stockpile, store
encapsulatesدیکشنری انگلیسی به فارسیانباشته می شود، در محفظهای قرار دادن، بصورت کپسول دراوردن، در کپسول گذاردن