28 مدخل
aforethought
cerebrate, conceive, opine, judge, reflect, speculate, think
philosophize
thinkable
ratiocinate
غیر قابل تحمل، بی تعقل، نا اندیشیده
پیش بینی شده، عمد، پیش اندیشیده، عمدی
پیش پرداخت، عمدی، قصدی، پیش اندیشیده
اندیشیدن، تفکر کردن، در نظر داشتن، دیدن
اندیشیدن