seignioriesدیکشنری انگلیسی به فارسیseigniories، قلمرو حکومت لرد، امارت، قلمرو امرای دوره ملوک الطوایفی
circumstantiateدیکشنری انگلیسی به فارسیدور انداختن، وارد جزئيات شدن، امارات لازمه را تهیه کردن، قرائن و امارت را بدست اوردن
circumstantiatesدیکشنری انگلیسی به فارسیمقررات، وارد جزئيات شدن، امارات لازمه را تهیه کردن، قرائن و امارت را بدست اوردن
circumstantiatingدیکشنری انگلیسی به فارسیcircumstantiating، وارد جزئيات شدن، امارات لازمه را تهیه کردن، قرائن و امارت را بدست اوردن