excitantدیکشنری انگلیسی به فارسیهیجان انگیز، وسیله القاء، محرک، برانگیزنده، مهیج، قابل تحریک در مقابل التماس
solderدیکشنری انگلیسی به فارسیلحیم کاری، لحیم، جوش، وسیله التیام و اتصال، کف شیر، لحیم کردن، جوش دادن، التیام دادن