unappeasableدیکشنری انگلیسی به فارسیunappeasable، استمالت ناپذیر، اقناع نشدنی، راضی نشدنی، تسکین نیافتنی
inconvincibleدیکشنری انگلیسی به فارسیغیر قابل تحمل، متقاعد نشدنی، اقناع نکردنی، شخص متقاعد نشدنی، ملزم نشدنی
satisfiesدیکشنری انگلیسی به فارسیرضایت بخش است، خوشنود کردن، خشنود ساختن، اقناع شدن، خرسند کردن، راضی کردن، خشنود کردن، قانع کردن