avoidedدیکشنری انگلیسی به فارسیاجتناب کنید، اجتناب کردن، دوری کردن از، طفره رفتن، طفره رفتن از، حذر کردن از، احتراز کردن، الغاء کردن، عدول کردن
citationدیکشنری انگلیسی به فارسیاستناد، نقل قول، ذکر، احضار، احضار به بازپرسی، تقدیراز خدمات، تقدیر رسمی