15 مدخل
suitability
instinct
مناسب بودن، تناسب، اقتضاء
رفتار، واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء کردن، شایسته بودن، امدن به
وابستگی، شایستگی، دخل، اقتضاء
behooved، واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء کردن، شایسته بودن، امدن به
مصلحت، شتاب، کار مهم، اقدام مهم، اقتضاء، سودمندی