309 مدخل
band, curb, halter, line, rein, restraint, shunt, tether
lariat
tether
license
licentious
سر و صدا، افسار، قسمت سر، کله گی
سربازها، افسار، قسمت سر، کله گی
افسر، مامور، صاحب منصب، سر کرده، افسر معین کردن، فرماندهی کردن
تنگ، افسار، کمند، حدود، وسعت، افسار کردن
عقب نشینی، افسار بستن، بند زدن