50 مدخل
membership
cadre
privates
sense organ
royalty
cult
اعضا
اعضای بدن، پارچه ارگاندی
اعضای پارلمان
اعضای هیئت داوران
اعضای، سپردن، نمایندگی دادن به، نمایندگی کردن