raiseدیکشنری انگلیسی به فارسیبالا بردن، ترفیع، اضافه حقوق، سرک، بلند کردن، بر افراشتن، برداشتن، پروراندن، بالا کشیدن، زیاد کردن، بوجود اوردن، ترقی دادن، بار اوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، بی
accessionدیکشنری انگلیسی به فارسیپیوستن، ورود، جلوس، تابع وصول، نزدیکی، دخول، پیشرفت، نیل، شیوع، تملک نماء، نمايات، الحاق حقوق، شرکت در مالکیت، افزایش، شییء اضافه یا الحاق شده، تابع وصول کردن،
addledدیکشنری انگلیسی به فارسیاضافه شده، ضایع شدن، ضایع کردن، فاسد کردن، گیج کردن، خرفت کردن، عیب دار کردن
addدیکشنری انگلیسی به فارسیاضافه کردن، افزودن، جمع کردن، ضمیمه کردن، زیاد کردن، باهم پیوستن، باخود ترکیب کردن، جمع زدن