156 مدخل
dilation, expansion
dilate
contagion, diffusion, dissemination, promulgation
disseminate, promulgate
disseminator
هشترک، خط نشان
هش سر
هش بیرون
هشي
هش، خرد کردن، مخلوط کردن، ریزه ریزه کردن
اشباع شده، اشباع کردن، سیر کردن، اغشتن
اشباع شده، خیس، سیر شده
اشباع شده
اشباع