shareدیکشنری انگلیسی به فارسیاشتراک گذاری، سهم، سهمیه، حصه، خیش، بخش، بهره، قسمت، قطعه، بخش کردن، تسهیم کردن، سهم بردن، قیچی کردن
partakenدیکشنری انگلیسی به فارسیاشتراک، شریک شدن، شرکت کردن، سهیم بودن در، سهم بردن، بهره داشتن، قسمت بردن
subscriptionدیکشنری انگلیسی به فارسیاشتراک، ابونمان، اشتراک، تعهد پرداخت، ابونمان، پول اعانه، وجه اشتراک مجله