111 مدخل
weird
saturation, soak, suffusion
sodden, waterlogged
repletion
glut
ممنوعه، الودن، اغشتن، الوده کردن، تر کردن، اشباع کردن، جذب کردن
اشباح، خفه کردن، مختنق کردن
اشباع شده، اشباع کردن، سیر کردن، اغشتن
اشباع شده، خیس، سیر شده
اشباع شده