اشاره کردندیکشنری فارسی به انگلیسیadvert, gesticulate, hint, indicate, motion, refer, signal, touch, wave
pointingدیکشنری انگلیسی به فارسیاشاره کردن، نشان دادن، تیز کردن، گوشه دار کردن، نوک گذاشتن، خاطر نشان کردن، متوجه ساختن، نقطه گذاری کردن، نوک دار کردن