Scholasticدیکشنری انگلیسی به فارسیاسکولاستیک، پیرو روش تحقیقی قرون وسطی، مدرسه ای، اموزشگاهی، استادانه، دقیق، مدرسهیی
osculatesدیکشنری انگلیسی به فارسیاسکولات ها، بوسیدن، تماس نزدیک حاصل کردن، برخورد کردن، صفات مشترک داشتن