استثناییدیکشنری فارسی به انگلیسیatypical, exceptional, extraordinary, freakish, precocious, preternatural, rare, rarely, remarkable, singular, special, uncommon, unrepresentative
isthmicدیکشنری انگلیسی به فارسیاستثنایی، گردنهای، برزخی، تنگهای، وابسته به تنگهپاناما، وابسته به باریکه