12 مدخل
antecedent, old, past, previous, prior, quondam, whilom
precede
aforethought
سلف، اسبق، جد، سلف، اسبق، جد
پیشگام، سابق یا اسبق بودن، برتری جستن، جلوترامدن، پیش رفتن
پیش از آن، سابق یا اسبق بودن، برتری جستن، جلوترامدن، پیش رفتن
جلوتر بودن، جلوتر بودن از، مقدم بودن، اسبق بودن بر