trothsدیکشنری انگلیسی به فارسیکوروش، نامزد، سرسپردگی، وفا، وفاداری، پیمان، نامزد کردن، راستی، از روی ایمان، نامزدی
trothدیکشنری انگلیسی به فارسیسرزنش، نامزد، سرسپردگی، وفا، وفاداری، پیمان، نامزد کردن، راستی، از روی ایمان، نامزدی
impenitenceدیکشنری انگلیسی به فارسیبی تفاوتی، پشیمان نشدن از گناه، بی میلی نسبت بتوبه، توبه ناپذیری، سر سختی زیاد در گناهکاری
modulesدیکشنری انگلیسی به فارسیماژول ها، واحد، پیمانه، نمونه، اتاقک، اندازه گیری، گنجایش، نقشه کوچک، واحد اندازره گیری، مقیاسمدل، قسمتی از سفینه فضایی، حدود