skepticismدیکشنری انگلیسی به فارسیشک و تردید، تردید، شک، شک گرایی، فلسفه شکاکی وبدبینی، انتقاد مضر و از روی بدبینی
scepticismدیکشنری انگلیسی به فارسیشک و تردید، تردید، شک، شک گرایی، فلسفه شکاکی وبدبینی، انتقاد مضر و از روی بدبینی
suspectingدیکشنری انگلیسی به فارسیمشکوک، سوء ظن داشتن، ظن کردن، بدگمان شدن از، ظنین بودن از، گمان کردن، شک داشتن
suspectدیکشنری انگلیسی به فارسیمشکوک، سوء ظن داشتن، ظن کردن، بدگمان شدن از، ظنین بودن از، گمان کردن، شک داشتن، مورد شک