ravishesدیکشنری انگلیسی به فارسیزخمی شدن، قاپیدن، ربودن، مسحور کردن، از خود بیخود شدن، بعفت و ناموس تجاوز کردن
flipدیکشنری انگلیسی به فارسیتلنگر، ضربت سبک وناگهانی، از خود بیخود شدن، تلنگر زدن، گستاخ، جسور، پر رو
ravishدیکشنری انگلیسی به فارسیترساندن، قاپیدن، ربودن، مسحور کردن، از خود بیخود شدن، بعفت و ناموس تجاوز کردن