9097 مدخل
unhorse
dismount
off-track
از بین بردن، پیاده کردن، از اسب پیاده شدن
اتماماتیک، وابسته به اسم، اسمی، مرکب از اسم، کینه
تخریب، پیاده کردن، از اسب پیاده شدن
بی رحم، جابجا کردن، از اسب افتادن یا پیاده شدن، از جای خود تکان دادن
تخریب شده، پیاده کردن، از اسب پیاده شدن