26 فرهنگ
40 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی مشابه
آرنج (کالبدشناسی)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
elbow
آرنج زدن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
jostle
آرنج فرو کردن به
دیکشنری فارسی به انگلیسی
elbow
با آرنج زدن به
دیکشنری فارسی به انگلیسی
nudge
با آرنج زنی
دیکشنری فارسی به انگلیسی
nudge
بیشتر
۷ واژه مشابه
جستوجوی متن
argentamide
دیکشنری انگلیسی به فارسی
آرگنتامید
tennis elbow
دیکشنری انگلیسی به فارسی
آرنج تنیس
human elbow
دیکشنری انگلیسی به فارسی
آرنج انسان
argentol
دیکشنری انگلیسی به فارسی
آرگنتول
ogee arch
دیکشنری انگلیسی به فارسی
آرنج اوج
بیشتر
۲۳ واژه در متن