17 مدخل
armadillo
drug
recession
calm, couch, lounge, nestle, relax
bask
آرمادیلی
آرماده، ناوگان، نیروی دریایی، بحریه
آرمادیلا
بازگرداندن، دراز کشیدن، گذاردن، ارمیدن، غنودن
تکرار می شود، دراز کشیدن، گذاردن، ارمیدن، غنودن