33 مدخل
avail, worth
calm, couch, lounge, nestle, relax
bask
covet
absolve, beatify, bless, forgive, remit
save
هزینه کردن، ارزیدن، قیمت داشتن، ارزش داشتن
دروغ گفتن، در بستر زایمان بودن، ارزیدن
هزینه ها، هزینه، ارزش، خرج، بها، قدر، ارزیدن، قیمت داشتن، ارزش داشتن
هزینه، ارزش، خرج، بها، قدر، ارزیدن، قیمت داشتن، ارزش داشتن