79 مدخل
satisfy, say
accent
drone
couch
sound
discharge
coos، اهسته بازمزمه ادا کردن، بغبغو کردن
بینی کردن، ازبینی ادا کردن، تو دماغی حرف زدن
گفتن، ادا کردن
اعلان می کند، ادا کردن
ترسیدن، از گلو ادا کردن