ادعادیکشنری فارسی به انگلیسیallegation, asseveration, avowal, case, claim, interest, pretense, pretension, profession, statement, title
aspirateدیکشنری انگلیسی به فارسیآسپیراسیون، با نفس تلفظ کردن، از حلق اداء کردن، خالی کردن، بیرون کشیدن، حلقی
aspiratingدیکشنری انگلیسی به فارسیتسویه حساب، با نفس تلفظ کردن، از حلق اداء کردن، خالی کردن، بیرون کشیدن