172 مدخل
dissipation, loss, wastage
dissipation
dalliance, rigmarole
frig, goof, kill
footle
فرزند، دودمان، اخلاف، سلاله
بعدا، اولاد، ایندگان، اعقاب، اخلاف، زادگان
اختلافات، تفریح و بازی از روی هوسرانی
اختلاف زمانی
اختلاف نظر