227 مدخل
necessity, need, use, want
need
exigencies
redundant
contention, dialectic
apologetics
احتیاج به
احتیاج دارد، واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء کردن، شایسته بودن، امدن به
احتیاج داشت، اعتناء کردن به، محل گذاشتن به، ملاحظه کردن
featherbedded، بیش از میزان احتیاج کارمند گرفتن