234 مدخل
necessity, need, use, want
need
exigencies
redundant
contention, dialectic
apologetics
احتیاج داشت، اعتناء کردن به، محل گذاشتن به، ملاحظه کردن
احتیاج دارد، واجب بودن، فرض بودن، اقتضاء کردن، شایسته بودن، امدن به
احتیاج به
خرابی، احتیاج به تعمیر، نیازمند تعمیر، پاره پارگی