14 مدخل
hireling
alarm, alert, lookout, tocsin, warning
engage
hack
retain
در حال انجام، حمل کردن، اجیر کردن
انجام شد، حمل کردن، اجیر کردن
استخدام، مزدور، اجیر، خود فروش
مزدوران، سرباز مزدور، پولکی، ادم اجیر
استخدام، کرایه دادن، استخدام کردن، اجیر کردن، کرایه کردن