32 مدخل
assembly, convention, session, sitting
اجلاس سران، قله، اوج، نوک، ذروه، منتها درجه، اعلی درجه، منتهی
اجزاء، جزء اصلی، موکل، انتخاب کننده
اجزاء
قابل اجرا، قابل اجراء
کاربردی، قابل اجراء، قابل اطلاق، مناسب، عملی، اعمال شدنی