248 مدخل
allowance, consent, leave, OK, permission, permit, sanction, sufferance
go-ahead
access
use
search warrant
excuse
اجازه ندهید
اجازه، اذن، پروانه، رخصت، دستور، مرخصی، ترخیص
اجازه دهید رانندگی کنم
اجازه دهید در
اجازه دادن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن، ترخیص کردن