26 مدخل
serve
notification
آبلارد
آلابلاستر
پیر ابلارد
زنگ زدن، با علامت ابلاغ کردن، بر جسته کردن
نگهبان، مامور ابلاغ یا اخطاریه، مامور، پیشخدمت