createدیکشنری انگلیسی به فارسیايجاد كردن، ساختن، ایجاد کردن، خلق کردن، فراهم کردن، افریدن، ناگهان ایجاد شدن، سرشتن
reforestدیکشنری انگلیسی به فارسیجنگیدن دوباره، احیای جنگل کردن، مجددا درخت کاری کردن، جنگل تازه ايجاد کردن
reforestingدیکشنری انگلیسی به فارسیجنگلداری مجدد، احیای جنگل کردن، مجددا درخت کاری کردن، جنگل تازه ايجاد کردن
reforestedدیکشنری انگلیسی به فارسیدوباره جنگل کرد، احیای جنگل کردن، مجددا درخت کاری کردن، جنگل تازه ايجاد کردن