آندیکشنری فارسی به انگلیسیinstant, its, t'other, that, tother, moment, point, second, split second, trice, twinkle, twinkling, whom, wink, yonder
soدیکشنری انگلیسی به فارسیبنابراین، پس، چنین، چنان، چندان، اینقدر، بنابر این، انقدر، همینطور، همچنان، بقدری، این طور، چندین، همچو، همینقدر، بهمان اندازه، از انرو، باین زیادی