آموزاندندیکشنری فارسی به انگلیسیbreed, drill, educate, familiarize, indoctrinate, instruct, school, teach
instructedدیکشنری انگلیسی به فارسیدستور داد، یاد دادن، اموختن به، راهنمایی کردن، تعلیم دادن، اموزاندن
instructsدیکشنری انگلیسی به فارسیدستور می دهد، یاد دادن، اموختن به، راهنمایی کردن، تعلیم دادن، اموزاندن